• ۱۹ مهر ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۱
  • کد مطلب: kamnanews-19713
توبه، پادزهر گناهان

نشستن بر پای درس و سخن بزرگان و عالمان، از راه هایی است که می تواند ما را سریع تر و صحیح تر به مقصد نهایی که همان سعادت دنیا و آخرت است، برساند.

پایگاه خبری مدیریت شهری کرج:

تهذیب نفس


در حقیقت تهذیب نفس، سیر به سوی «مكانت برتر» است، نه مكان بالاتر.

مسافت و مسیر آن را باید در نهان و نهاد آدمی جستجو کرد نه در بیرون هستی او . ‏

ترك رذایل و اجتناب از آن

«تخلیه»، یعنی خالی كردن نفس از رذایل اخلاقی است و بر «تحلیه» یعنی آراستن نفس به زیور فضایل اخلاقی مقدم است.

چرا که تا نتوانیم خود را از نا پاکی ها پاک کنیم، جایی برای رشد خوبی ها و پاکی ها وجود نخواهد داشت.

سیر و سلوك عبد به سوی خدا

حرکت و صعود به سوی خداوند، سیری عمودی است نه افقی و منظور از عمودی، عمودی در هندسه الهی است نه در هندسه طبیعی؛ به عبارتی این حرکت، به معنای به مكانت ومقام و ارزش برتر راه یافتن است نه به مكان برتر رفتن. ‏

 اعتراف به ناقص و تهی بودن

انسان باید توجه كند كه ناقص است و باید كامل شود و مسافر است و به زاد وراحله و راهنما نیاز دارد و بدیهی است كه اگر كسی غافل باشد و نداند مسافر است در جای خود خواهد ماند و هیچ حرکت و انگیزه ای برای جنبش نخواهد داشت.2. اگر نداند که مسافر است، هیچ تلاشی برای به دست آوردن آذوقه برای سفر نخواهد کرد. ‏

 غفلت از خدا و آیات او با تهذیب روح سازگار نیست

انسان غافل، ناخواسته و بدون آنکه متوجه شود  به دام گناه می‌افتد ، چرا که در خود بذر گناه را کاشته و روز به روز آن را آبیاری می کند. ‏

هرچه انسان را از خدا باز ‌بدارد، مایه سرگرمی اوست و انسانِ دنیازده، مهذّب نیست؛ خواه این دنیا « مال » دولتمند باشد یا « علم » دانشمند.

عبادت مؤثّر

عبادت آنگاه در تهذیب روح و تزكیه جان مؤثر است كه عبادت‌كننده به مضامین آن ، عارف و معتقد باشد، اما اگر عبادت‌كننده در متن عبادت غفلت كند وتنها به جسم عبادت تکیه کرده و به الفاظ بسنده کند، دیگر راهی برای تزكیه او نیست. وقتی بر روی آینه ی وجودی انسان غباری از تاریکی ها و کثیفی ها پوشانده شود، دیگر آینه چیزی را نشان نخواهد داد.

 توبه، پادزهر گناه است

اهل معرفت چون گناه را سم می‌دانند، توبه، كفارات و حسنات و انجام كارهای خیر را پادزهر معرفی كرده‌اند كه زهر را شست‌وشو می‌كند و ازبین می‌برد.

ممكن نیست انسان مسموم بتواند به مقصد خود راه پیدا كند، به همین‌جهت باید پیش گیری کند و قبلاً به كفاره، توبه، حسنات و... آن زهرها را شسشو داد تا بتوان انسانی پاک و مطهر شده  و به خدای صمد راه پیدا کرد. 

 سخت ترین و بدترین دشمن، دشمن داخلی است

بدترین دشمنِ سعادت و رستگاری آدمی، نفس خودبین و هوس‌مدار اوست.

 قبل از مبارزه با دشمن بیرون، باید در سایه تهذیب نفس، درون را رام كنیم و این همان جهاد اكبر است. 

 نصحیت ‌پذیری و حق‌گرایی، نشانه انتخاب راه درست، و داشتن روح پاك است

اگر نصیحت‌ پذیری یا حتی شنیدن نصیحت برای ما دشوار باشد و به ذائقه ما تلخ آید، نشانه آن است كه بیماریم ، همان‌طور كه اگر از میوه یا غذای شیرین احساس تلخی كردیم. 

بازاری که تنها خریدار گم شدگان است !

در بازار انسان‌فروشی، شیطان تنها خریدار گم‌شدگان است  و كاری با انسان‌های صالح ندارد.

 هر قطره اشكی كه از چشم بنده صالح فرو می‌ریزد، سیلی خانه خراب کنی برای شیطان و هر قدم خیری كه عبد صالح برمی‌دارد، تیری به سینه و چشم اوست. 

 مراقب نعمت الهی باشیم !

كسی كه توفیق تهذیب روح پیدا كرد، باید بداند كه نعمت الهی نصیبش شده و باید حق و قدر این نعمت را با استمرار بر جنگ با شیطان درون حفظ كند. 

اگر نصیحت‌ پذیری یا حتی شنیدن نصیحت برای ما دشوار باشد و به ذائقه ما تلخ آید، نشانه آن است كه بیماریم، همان‌طور كه اگر از میوه یا غذای شیرین احساس تلخی كردیم.

بزرگترین دشمن آدمی!

شیطان، بزرگترین دشمن انسان است . در برابر او كه مانع و رهزن سیر آدمی به سوی خداست، باید صف‌آرایی كنیم و با همه ساز و برگ نظامی خود به جنگ او برویم، اگر چنین كردیم جانمان تزكیه می ‌شود و درجاتمان بالاتر می‌رود. 
 
دنیا، تنها ابزار سرگرمی است

 هرچه انسان را از خدا باز ‌بدارد، مایه سرگرمی اوست و انسانِ دنیازده ، مهذّب نیست  خواه این دنیا «مال» دولتمند باشد یا «علم» دانشمند. 
 
تعلّق به دنیا را رها کنید!

مهمترین و بزرگترین مانعی كه بر سر راه انسان سالك قرار دارد ، تعلّق به دنیاست.

تا دل غبارروبی نشود و مانع برطرف نگردد، خورشید كمال نمی‌تابد و گوهر وصل نمی‌درخشد. 
 
- غبار روح را پاک کنیم

راه قطع علایق از غیرخدا، راهی است كه پیمودن آن مایه تزكیه نفس و نزاهت روح است و انصراف از آن مایه تیرگی روح، هر علاقه‌ای كه به غیرخدا باشد غباری بر روح است و جان غبارآلود، راهی به حریم خدا ندارد. 11
 
"دل" را " گِل" نکنیم!

كسی‌كه حقیقت و ارزش خود را بشناسد ، می‌داند كه ارزش جانِ آدمی به معارف الهی است. دلی كه معرفت خدا و اولیای او در آن نیست «گِل» است نه «دل»، و آن‌كس كه دارای چنین گوهری نباشد، انسان نیست.