• ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۱
  • کد مطلب: kamnanews-51236
ماجراي محمد باقر ميرداماد و دختر پادشاه

اين ماجرا زماني اتفاق افتاده بود كه حوزه تعطيل شده بود و طلبه ها براي ديدار خانواده هايشان به شهر و ديار خود رفته بودند و لي ميرداماد به علت مشكل مالي ترجيح داد كه در حوزه بماند و تك و تنها به درس خواندن مشغول شود كه ادامه ماجرا...

پایگاه خبری مدیریت شهری کرج: شب هنگام، محمد باقر -طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به‌ناگاه دختري وارد اتاق او شد، در را بست و با انگشت به طلبه بيچاره اشاره کرد که سكوت كند و هيچ نگويد. دختر پرسيد: شام چه داري؟! طلبه آن‌چه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌اي از اتاق خوابيد.

صبح که دختر از خواب بيدار شد و از اتاق خارج شد، مأموران، شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند. شاه عصباني پرسيد: چرا شب به ما اطلاع ندادي و... محمد باقر گفت: شاهزاده تهديد کرد که اگر به کسي خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقيق شود که آيا اين جوان خطائي کرده يا نه؟

و بعد از تحقيق از محمد باقر پرسيد چطور توانستي در برابر نفست مقاومت نمائي؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه ديد که تمام انگشتانش سوخته و ... علت را پرسيد. طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه مي‌نمود. هر بار که نفسم وسوسه مي‌کرد يکي از انگشتان را برروي شعله سوزان شمع مي‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سرشب تا صبح بدين وسيله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شيطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ايمانم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهيزکاري او خوشش آمد و دستور داد همين شاهزاده را به عقد ميرمحمدباقر درآوردند و به او لقب ميرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وي به عظمت و نيکي ياد کرده و نام و يادش را گرامي مي‌دارند. از مهمترين شاگردان وي مي‌توان به ملاصدرا اشاره نمود.

نكته :

ببينيد خداوند دنبال بهانه مي گرده تا به بندگانش عنايت كنه !  فقط اين ما هستيم كه توي امتحانات كم مي آوريم . مثل اين داستان ها و اتفاقات زياده (حضرت يوسف(ع)، ابن سيرين ، رجبعلي خياط و...) خداوند در قرآن مي فرمايد اين ها نشانه هايي است براي آنان كه مي انديشند، پس در لحظه گناه با خدا معامله كنيد به خاطر چند لحظه لذت زود گذر رابطه خودتون رو با خدا تيره و تار نكنيد.

نكته نهايي:

در آيات و روايات موضوعي هست كه اگر شخصي كمك بخواهد (مسلمان و غير مسلمان) بر فرد مسلمان واجب است  كه به او كمك كند. اين مطلب رو خود خدا و اهل بيت عصمت فرموده اند، آيا خودشان به آن عامل نيستند؟؟؟!!   مگر مي شود خداوند امري را توصيه كند و خودش به آن عامل نباشد . پس در اين لحظات از خداوند و اهل بيت مدد بخواهيد آنها حتما پاسخ شما را خواهند داد.التماس دعا يا علي