• ۲۴ تیر ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۴
  • کد مطلب: kamnanews-51957
سیجان پس از گذشت یکسال از حادثه سیل

سیجان روستایی که از توابع بخش آسارا در استان البرز و شهرستان کرج می باشد، بیست و هشتم تیرماه سال گذشته دچار سیل زدگی شد و طی بروز این حادثه چند تن از اهالی جان خود را از دست دادند.

 

 
 
   
 
نگاهی و آهی ...
نگاه نگران گلزار خانم از ساکنین روستای سیجان... او منتظر است تا بفهمد اعضای خانواده اش در چه حالی هستند

 

بازی در جایی دیگر ...
بچه های روستای سیجان مشغول بازی بودن که سیل جاری شد و بازی آنها نا تمام ماند؛ بقیه بازی را باید در .......

 
بارندگی در ارتفاعات آغاز شد و واقعه ای که نباید رخ می داد اتفاق افتاد

 

سیل سیجان به مسجد روستا خسارت جدی زد

 

حک شو ، تا بمانی ...
بقایای بخش قدیمی از دیوار مسجد پس از سیل سیجان که باید مرمت شود تا مجددا راز و نیاز با معبود در آن انجام پذیرد
 

 
 
و اینجا پر است از هیچ
روستای سیجان پس از وقوع سیل کمتر روی جمعیت به خود می بیند

 


 من این سوی قابم...
بیشتر کارگران مهاجر در روستای سیجان از طایفه هزاره شیعیان افغانستان هستند

 
 
 

آسوده بخواب، ما نگاهبانیم
کودکان مهاجر در کنار مزار پدر بزرگشان که در سیل جان خود را از دست داده است، سوگواری می کنند
 

 


گمان مبر که به آخر رسید کار
تجاوز به حریم رودخانه بیشترین عامل تخریب در حادثه سیل روستای سیجان تشخیص داده شده است
 

 
 
همدلی و یاری
مردم روستا با کمک کارگران مهاجر در حال بازسازی مسجد روستا هستند تا زندگی را سر گیرند و با خدای خود مناجات کنند
 

 

 
آب آهن رو می پیچاند
در بارندگی و سیلی که درتاریخ ۲۸ تیرماه ۱۳۹۴ رویداد. خانه های زیادی تخریب شد که باید با همیاری و همکاری سایر همشهری ها مرمت گردد

 
 
رفتی بدان دیار، کز آن نیست بازگشت
 

 
 
و مرگ سرودی است بی بازگشت
 

 
 
 

سیل و ویرانی
 حدود ۱۰۲ دستگاه خودرو  در این حادثه دچارآسیب شدند. یکی از این خودرو ها متعلق به فرشاد گل محمدی بود که به دار فانی شتافت
 

 
 
نگاهی، به زمین، به آسمان
مردم روستا پس از سیل تدابیری اندیشیدند که چه راهکارهایی وجود دارد تا از آسیب تخریب سیلهای آینده در امان باشند
 

 
 
دوباره می سازیم
مردم روستا پس از سیل نا امید نشدن و با کمک نیروهای امدادی به بازسازی روستا مشغول شدند و با یاری خدا مجددا خانه های تخریب شده روستا را به پا کردند
 

 

ای یاران همه هستیم
 
 
انتظار
آقای اکبر رجبی یکی از اهالی روستا منتظر امداد گران می باشد... او با چای از آنها پذیرایی می کند و خدا قوت می گوید
 

 
 
پله پله، میسازیم...
ما با یاری دیگر دوستان و با اراده قوی دوباره خانه ها را بر پا می کنیم و زندگی را از سر می گیریم و اشتباهات گذشته را در رابطه با خانه های نا امن جبران می کنیم
 

 
 
و روزی، کودکان در این جا شادمانه لبخند می زنند
اهالی روستا به کمک نیروهای امدادی تلاش می نمایند تا شادی و شور و نشاط به روستا بازگردد و صدای خنده های کودکان تا عرش برسد
 

 

جوی روشنایی، باز جاری خواهد شد...
مسیر جوی آب تخریب شده با همت اهالی روستا مرمت شد تا رود دوباره جاری شود و زندگی ادامه یابد
 

 
 
مردانی کهن، محکمتر از هر سیل
کربلایی ..... محکم و استوار و پابرجا به امید زندگی بهتر در روستا تدابیری در ذهن خود جاری می کند تا دوباره زندگی را از سر بگیرد

 
 
تنور گرم زندگی ...
..... خانم مشغول پخت نان برای خانواده های داغدار می باشد تا بدین وسیله همدردی خود را با آنان اعلام نماید
 

 
 
هر جا چراغی روشنه
از ترس تنها بودنه
ای ترس تنهایی من
اینجا چراغی روشنه
ننه ..... در تنهایی غرق افکار می باشد که چگونه داغ عزیزان از دست رفته را تحمل کند ولی باز توکل بخدا می کند و به خودش دلداری می دهد
 

 

 
خدایا بزرگی و عظمتت رو شکر
مشهدی ... وقتی روستای سیل زده را دید به راه خود ادامه داد در مسیر بنایی را دید که هیچ آسیبی به آن وارد نشده بود همانجا خدا را شکر کرد و با خود گفت که اگر خدا بخواهد برگی از درخت جدا نمی شود
 

 


دونگاه، دو جهت ...
یکی در فکر عزیران از دست داده که ادامه زندگی بدون آنان بسی سخت و دشوار است .دیگری به فکر آینده ای روشن و زیبا
 

 
 
باید دوباره سازندگی را آغاز کرد
کودکان روستا بی خبر از حوادث رخ داده به بازی های کودکانه ادامه می دهند

 
 
 

میلاد جعفری