بحران آب

آمارهای رسمی حکایت از وضعیت بحرانی در سدهای بزرگ کشور دارند؛ منابع مهم آبی در مراکز پُرتراکم جمعیتی تا ابتدای بهمن ماه امسال کمتر از ۱۰ درصد پُرشدگی دارند و متاسفانه البرز نیز در صدر استانهای درگیر با تنش آبی قرار دارد.

به گزارش پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، عوامل متعددی دست در دست هم داده‌اند تا ایران در یکی از کم سابقه‌ترین دورانِ خشکسالی و کم آبی قرار بگیرد؛ بحرانی که بدون برنامه ریزی منسجم و عزم همگانی برای مدیریت مصرف ابعاد گسترده تری به خود گرفته و منجر به ماندگاری بیشتر این چالش خواهد شد، کارشناسان بحران آب و خاک را در صدر معضلاتِ کلانشهرهای کشور از جمله کرج دانسته و بر کاهش مهاجرپذیری کانون های بزرگ جمعیتی تاکید دارند.

تغییر الگوی بارش برف و باران، تشدید پدیده گرمایش زمین، الگوهای غلط مصرف در بخش های صنعت، کشاورزی و خانگی، حفر بی رویه چاه و قنات و عدم مدیریت آبهای سطحی حلقه هایِ بحران کم آبی اند و میانگین بارش همه ساله به نسبت سال های قبل تر کاهش چشمگیری را تجربه می نماید و در این میان فشار اصلی بر دوشِ سدها به عنوان یکی از اصلی ترین منابع تامین کننده آب مصرفی شهروندان است، به نحوی که امسال تصاویر متحیرکننده ای از ذخیرهِ ناچیز آب در پشت سدهای تهران و البرز در رسانه ها و فضای مجازی منتشر شد و همگان را دچار بُهت و حیرت نمود.

باید گفت که کشور حدود ۶ سال است در شرایط خشکسالی مستمر قرار دارد؛ دوره‌ای که در مقایسه با دهه‌های گذشته کم‌سابقه بوده و آثار آن اکنون به‌صورت کاهش بی‌سابقه سطح آب‌های زیرزمینی، افت ذخایر سدها و فرونشست زمین در برخی نقاط استان به ویژه شهر کرج قابل مشاهده است؛ شرایط ناترازی آب، امروز در استان نادر است و با تداوم این بحران در سالِ جاری، باور افکار عمومی نسبت به جدی‌بودن موضوع بایستی تغییر کند، اما ظاهرأ چنین نشده و هنوز عمق بحران درک نشده است.

طبق آمارها امسال بارش‌ها در البرز ۹۰ درصد کمتر از میانگین بوده و حتی با وجود مدیریت مصرف، یک قطره هم حقابه باغات کرج از سد کرج به دلیل ناترازی شدید تامین نشد؛ در حال حاضر کمتر از ۷.۵ میلیون مترمکعب آب در سد کرج وجود دارد، در حالی که سال گذشته این رقم ۶۳ میلیون مترمکعب بود؛ متاسفانه حتی یک زمستان و بهار پربارش نیز قادر به جبران این کسری نخواهد بود، کسری سال گذشته جبران‌ناپذیر است و عملاً شرایط ناترازی آب در البرز و تهران در سال آینده سخت‌تر و پیچیده‌تر خواهد شد.

همچنین پدیده فرونشست زمین بحرانی خاموش است که در برخی نقاط استان به‌صورت نقطه‌ای به ۳۰ سانتی‌متر رسیده و از نظر کارشناسان فاجعه‌بار محسوب می‌شود، لذا اگر سفره‌های زیرزمینی را از دست بدهیم، دیگر امکان بازیابی آن وجود ندارد. نشست زمین به معنای از دست رفتن ظرفیت طبیعی ذخیره آب و تخریب تدریجی زیرساخت‌های شهری و روستایی است!

با مشاهده تداوم رویه‌های غلط در مصرف منابع می توان چنین استنباط نمود که جامعه هنوز عمق فاجعه را باور نکرده است و تا زمانی که این باور اصلاح نشود، مدیریت مصرف، احیای آبخوان‌ها و اجرای طرح‌های سازگاری با کم‌آبی به نتیجه نخواهد رسید؛ به آبخوان‌های استان ۹ برابر سد کرج بدهی داریم و این یعنی حجم برداشت‌ها به‌مراتب بیشتر از ظرفیت طبیعی تغذیه سفره‌ها بوده است.

لذا باید گفت که برای گذر از دورانِ کنونی در گام نخست نیازمند تثبیتِ باور قرار گرفتن در دوره ی خشکسالی در جامعه هستیم و از این گذر می توان عزم ملی و مشارکت عمومی را برای مدیریت مصرف ایجاد نمود و انقلابی برای صیانت از آب این مایه ی حیات بخش ایجاد نمود، امروز آب هست اما کم بسیار، بسیار ناچیز و اگر اراده ای برای تغییر نگاه ها و تغییر رویه ها وجود نداشته باشد و با در نظر گرفتن تداوم دوره ی خشکسالی، باید گفت که آینده دورنمایِ مناسبی نخواهد داشت.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =